غلامعلى صفايى
322
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
و مثله قول أمير المؤمنين عليه السّلام : و مانند آن آيهء شريفه در عود ضمير به « مهما » كه كاشف از اسميت آن است ، قول أمير المؤمنين عليه السّلام مىباشد : « إنّ للخير و الشّر أهلا فمهما تركتموه منهما كفاكموه اهله » « 1 » شاهد : در عود ضمير مفعولى در « تركتموه » و « كفاكموه » و ضمير مضاف اليه در « أهله » به « مهما » است كه اين خود كاشف از اسميت آن مىباشد . معناى حديث : « همانا براى عمل خير و شر ، اهل و افرادى وجود دارند كه اگر شما چيزى را از خير و شر ترك كنيد ، اهل آن كفايت مىكنند آن را - و انجام مىدهند آن خير و شر را - » . و زعم السهيلى : سهيلى اعتقاد دارد كه « مهما » در زبان عرب به صورت حرف استعمال شده است ، به دليل قول زهير بن ابى سلمى : « و مهما تكن عند امرىء من خليقة * و لو خالها تخفى على النّاس تعلم » « 2 » سهيلى گفته است : « مهما » در اين شعر ، حرف شرط همانند « إن » است و محلى از اعراب ندارد و « عند إمرى » خبر مقدم و « خليقة » اسم مؤخر براى « تكن » است كه « من » زائده بر آن آمده است ، بنابراين « مهما » محلى از اعراب ندارد و كلماتى كه محلى از اعراب ندارند يا فعل و يا حرف هستند ، چون « مهما » قطعا فعل نيست ، بنابراين حرف شرط است . و الجواب : در رد استدلال سهيلى به اين شعر براى اثبات نظريهاش كه حرفيت « مهما » است دو جواب مىتوان داد : 1 - « مهما » اسم بوده و خبر مقدم « تكن » است و محل آن منصوب مىباشد و « خليقة » اسم « تكن » و « من » زائده مىباشد . و اگر اشكال شود كه « من » زائده همواره در كلام غير موجب مىآيد و اينجا كلام مثبت است ، مىگوئيم جملهء شرط در حكم كلام غير موجب است چنان كه ابو على فارسى نيز به اين نظريه قائل است ، و « عند امرى » ظرف و متعلق به « تكن » است پس بنابراين « مهما » در محل نصب و خبر
--> ( 1 ) - نهج البلاغة : ح 414 / 1284 . ( 2 ) - ر . ك ، ترجمه و شرح مغني الأديب بحث « من » معناى پانزدهم .